تبليغاتX
به نام خداوند جان و خرد
کزین اندیشه برتر نگذرد
بعد از دوره ی اردوویسن که منجر به پیدایش نخستین مهره داران شد دوره ی دیگری در حال اغاز بود که زمین شناسان آن را سیلورین می نامند در این دوران دوزیستان اولیه از تحول ماهی های مهره دار پدید آمدند. اما برای این تغییر لازم بود تا ساختار دستگاه تنفسی آنها و هم چنین سیستم تغذیه و متابولیسم خود را دگرگون کنند این تغییرات حاصل کار 2 عامل بزرگ تغییر یعنی ژن ها و محیط بوده اند و در طول چندین هزار سال توانستند جاندار را با شرایط محیط که دائما در حال دگرگونی بود وفق دهند و جاندارانی پدید آیند که می توانستند در کنار آب و ساحل زندگی کنند اما همچنان وابسته به آب بودند. این جانداران در طول سال ها با کمبود غذا مجبور می شدند که از ساحل دور شوند و خود را با خوردنی هایی که قبل از آن هرگز به فکر خوردنشان نبودند سیر کنند بدین ترتیب باز هم زمینه برای تغییر این انداران فراهم میشد.
شواهد فسیلی نشان می دهد نخستین جانداری که از اب دریا پا به خشکی نهاد جانداری بود به نام اکتیوستکا Ectios Teca که منحصرا از ماهی ها تکامل یافته بود. البته تکامل از ماهی ها برای زیستن در خشکی مستلزم تغییرات اساسی در استخوان بندی و ابشش ها بود زیرا در آب دریا استخوان ها بیشتر برای حفظ تعادل ماهی به کار می روند در حالی که در خشکی استخوان علاوه بر حفاظت از اجزای مهم داخلی مانند قلب و مغزو ریه باید منبع کلسیم لازم برای انقباض ماهیچه ها و هم چنین محل آماده سازی و تولید پروتئین های دفاعی را فراهم کند. اما با توجه به اصل انتخاب طبیعی داروین که به بقای اصلح نیز مشهور است در طبیعت فقط موجوداتی می توانند به بقا ادامه دهند که از هر نظر با محیط سازگار باشند و افراد ناسازگار معمولا پیش از رسیدن به سن تولید مثل می میرند و بنابراین نمی توانند ژن های خود را به نسل بعد انتقال دهند و در نتیجه ژن های آنها در نسل های بعدی بسیار کاهش می یابد و در نهایت از خزانه ی ژنی جمعیت اولیه( مجموع همه ی ژن های موجود در سلول های زایشی(گامت) همه ی افراد جمعیت) حذف می شوند و بنابراین سیمای گونه میتواند در طی چندین هزار سال به کلی تغییر یابد.
دوره ی زمین شناختی سیلورین که 438 میلیون سال پیش باعث به وجود آمدن دوزیستان و گسترش حیات در خشکی شده بود جای خود را با تغییرات عظیم آب و هوایی به دوره های دونین (408 میلیون سال پیش) و سپس کربونیفر که شامل دو دور می سی سی پین و پنسیلوانین (360 و 330 میلیون سال پیش)بود داد. دراین دوره ها گرم شدن تدریجی زمین براثر افزایش تابش خورشید به زمین و گسترش بیش از حد گیاهان گلدار و تکامل بیشتر آنها شرایط مساعدی را در روی زمین برای گسترش حیات پدید آورد.
در دوره ی کربونیفر نخستین خزندگان از تکامل دوزیستان به وجود آمدند. این جانوران کوچک بسیار شبیه دوزیستان بودند و باله های حرکتی ضعیفی داشتند که به آنها امکان حرکت بیشتر از دوزیستان را می داد خزندگان بر خلاف دوزیستان هیچ نیازی به زیسات در کنار آب نداشتند زیرا پوست غیر قابل نفوذ آنهازیستن در خشکی را برای آنها امکان پذیر کرده بود هم چنین تخم های آنها را پوسته ی سختی از کلیسم می پوشاند و آنها می توانستند در خشکی نیز تخم گذاری کنند. این مزیت های برتر امکان افزایش جثه آنها برای تکافوی بهتر غذا را میداد.
در بین دوره های زمین شناسی حادثه ای بس عظیم تر از انفجار های آتشفشانی , زلزله های عظیم و حتی تغییرات آب و هوایی روی میداد و آن انقراض های گروهی بود که باعث می شد چندین گونه از جانداران به طور کلی منقرض شوند ( به دلیل عدم مطابقت با محیط) و جانداران جدیدی که سازگارتر بودند به وجود آیند. از جمله ی این انقراض ها انقراض نسل دایناسور ها بود.
پس از دوران زمین شناسی پالئوزوئیک که دوران بی مهرگان نامیده می شد افزایش فسیل های خزندگان عظیم الجثه در رسوبات حفاری شده و هم چنین فسیل های گیاهان عالی که بسیار متفاوت تر از اجداد خود بودند دیرین شناسان را بر آن داشت که دوران جدیدی را به نام دوران مزوزوییک که به نام دوران خزندگان مشهور است به ثبت برسانند.
این دوران شامل 3 دوره ی تریاس - ژوراسیک و کرتاسه بود که از 245 میلیون سال پیش آغاز شد و در 65 میلیون سال پیش با انقراض دایناسورها به پایان رسید.

شرایط زمین شناسی که دوران پالئوزوئیک را به پایان برد شامل چین خوردگی های عظیم پوسته ی زمین و به وجود آمدن مرداب های عظیمی بود که باعث دفن گیاهان در این مرداب ها و انباشت آنها و در نهایت به وجود آمدن منابع بسیار عظیم ذغال سنگ است که هنوز هم از آنها استفاده می کنیم
450 ملیون سال گذشته.  در این زمان گیاهان به تدریج به سوی خشکی هجوم آوردند.  و این به این مفهوم است که گیاهان جهت جذب آب و نور خورشید و استفاده از ریشه ها به عنوان تکیه گاه ریشه هایی در خشکی به وجود آوردند.

370 ملیون سال گذشته.  در این دوره جانوران دیگر به سوی خشکی هجوم آوردند.  زمانی که به اندازه کافی گیاه در خشکی وجود داشت جانوران دیگر در جستجوی منبه غذایی به سوی خشکی آمدند.  اولین جانورانی که بعد از گیاهان وارد خشکی شدند از گروه حشرات بودند.  منجمله می توان از عنکبوت و حشرات ابتدایی دیگر نام برد.  جانوران بزرگتر در جستجوی حشرات و گیاهان وارد خشکی شدند.  در این زمان ماهی ها جانوران غالب در دریاها بودند.  ماهی ها برای حرکت از بال ماهی استفاده می کردند .  در این دوره بال ماهی و مثانه هوا منشا ایجاد پا و شش برای ماهی ها گشتند.  دوزیستان و خزندگان در این دوره پیشرفته تر گردیدند.  به عنوان نمونه تخم خزندگان به وسیله لایه محافظی پوشیده شد.  این لایه محافظ در مقابل هوا نفوذ پذیر بود و درمقابل آب نفوذ ناپذیر.  این تخم ها خزندگان را قادر ساخت که بتوانند در خشکی تولید مثل کنند و وابستگی خزندگان را به آب جهت محافظ از تخم هایشان از دست بدهند.

250 ملیون سال پیش.  بزگترین انقراض جانوران تا کنون
زمین از زمان انفجار کامبرین 5 اقراض حیات را پشت سر نهاده است.  بزرگترین انقراض پرمیان نامیده می شود که 250 ملیو سال قبل روی داده است.  95 درصد از موجودات دریایی و 70 درصد از موجودات خشکی در این دوره منقرض گردیدند.  دلایل قطعی این انقراض تاکنون کشف نگردیده است.  تئوری های مختلفی جهت توضیح این پدیده ارائه گردیده است از قبیل:

 (1) تصادم کهکشانی از فضا با زمین که ابری از غبار پدید آورده و جلوی تابش نور خورشید به کره زمین را گرفته است.  بر اساس این نظریه زمین به سردی گرائیده است. 
(2)انفجارهای آتشفشانی
(3)تغیرات شیمیایی در دریاها

250 نا 65 ملیون سال پیش
حکمرانی دایناسورها در زمین.  دایناسورها بعد از انقراض پرمیان توانستند به جانوران حاکم در زمین مبدل گشتند.  دایناسورها خود اما در انقراض کی-تی از بین رفتند.

65 ملیون سال پیش.  انقراض کی-تی
در حالی که دلیل واضح برای توضیح انقراض دایناسورها وجود ندارد اما شواهد مستحکمی وجود دارد که تصادم کهکشانی از فضا به نواحی جزیره یوکاتان در مکزیم امروزی باعث انقراض دایناسورها گردیده است.

65 ملیون تا 7 ملیون سال پیش
گسترش و پیشرفت پستانداران.  پستانداران به مدت 150 ملیون سال قبل زندگی می کردند.  اما در طی این مدت پستانداران با محیط اطراف خود تطابق پیدا می کردند اکرچه بسیاری از آنها منقرض گردیدند.

7ملیون سال قبل.  جانورانی شبیه به انسان آغاز به را رفتن با 2 پا نمودند.  در مابین 5 تا 8 ملیون سال پیش انسانها از شمپانزه ها گریل ها و بقیه موجودات اولیه منشعب گردیدند.  مهمترین پدیده در این زمان دستیابی به قابلیت راه رفتنتوسط 2 پا می باشد.  فسیلهای به دسا آمده در کشور آفریقایی چاد ثابت می کند که بعضی از پستانداران اولیه حداقل در بخشی از حیات  خویش با استفاده از 2 پا راه می رفتند.  حیوانات دیگر شامل شمپانزه ها می توانستند به مدت کوتاهی از زندگی روزمره خود با 2 پا راه بروند.  اما توانایی راه رفتن و استفاده از پا به طور دائمی مستلزم تغییراتی در استخوان و اسکلت در انسان نما ها بود.

2 ملیون سال پیش.   استفاده پستادارهای اولیه از ابزارهای سنگی.  2 اتفاق بسیار مهم باعث ظهور انسانها از جهان جانوران گردید: 1)  ایجاد و استفاده از ابزراهای سنگی.  2) کشف آتش

پستانداران دیگر نیز از سنگ ها به عنوان ابزار استفاهد می کردند.  اما استفاده از سنگ برای فرم دادن به سنگی دیگر انقلابی بزرگ و سر آغاز تمام تکنولوژی ها بود.  انسانهای اولیه از سنگ ها برای فرم دادن به سنگهای دیگر و یا برای قطعه قطعه کردن استفاده می کردند.  انسانهای اولیه استفاده از ابزارهای سنگی را به طور تقریبی 2 ملیون سال پیش انجام داده اند.

آتش: زمانی بعد از آغاز استفاده از ابزارهای سنگی آتش کشف گردید.  اجداد ما یاد گرفتند که چگونه با استفاده از وسایل طبیعی آتش به وجود بیاورند.  استفاده از آتش استفاده از گرما و نور آن بود.  انسانهای اولیه  از آتش برای پختن غذای خود استفاده می کردند.  بدین ترتیب  مواد بیشتری قابل خوردن گردیدند.  در نتیجه کشف آتش و استفاده از ابزارهای سنگی  و گسترش زنجیره غذایی برای انسانهای نخستین حجم مغز و وزن آنها افزایش یافت.  و این به توسعه انسان اولیه به انسان امروزی بسیار یاری رسانده است.


+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 8 قبل از ظهر  توسط  علی شيرواني  | 

ميليونها سال قبل، مدتها پيش از آن كه بشري روي زمين باشد، دايناسورها وجود داشتند. دايناسورها، يكي از انواع خزندگان ماقبل تاريخ هستند كه در دوران مزوزوييك، عصر خزندگان، مي زيستند

 دايناسورها جزء خزندگان بوده و اكثر آنها، از طريق تخم گذاري توليد مثل مي كرده اند. هيچيك از دايناسورها پرواز نمي كرده اند و هيچكدام از آنها در آب زندگي نمي كرده اند. بزرگترين دايناسورها، بيش از 100فوت(30متر) طول و بيش از‌50 فوت(15 متر) ارتفاع داشته اند(مانند آرژنتينوزاروس، سيزموزاروس، الترازاروس، براكيوزاروس و سوپرزاروس). كوچكترين دايناسور، كومپوزوگناتوس (Compsognathus )،‌ به اندازه يك جوجه بوده است. اندازه اكثر دايناسورها، .بين اين دو حد بوده است.

ساروپودهاي(sauropodomorpha) گياه خوار، بزرگترين موجوداتي هستند كه تاكنون روي زمين مي زيسته اند اما نهنگهاي آبي،‌ از همه انواع دايناسورها، سنگينتر هستند! تصور اينكه دايناسورها چه صدايي داشته اند، رفتار و حركات آنها چگونه بوده است، چگونه جفتگيري مي كرده اند، چه رنگي بوده ان، و يا حتي تعيين اينكه فسيل آنها نر است يا ماده، بسيار مشكل مي باشد.

هيچ كس نمي داند كه دايناسورها چه رنگي بوده اند يا نقش و نگار بدن آنها چگونه بوده است.
در زمانهاي مختلف، انواع مختلفي ازدايناسورها زندگي مي كرده اند:

بعضي از آنها روي دو پا راه مي رفته اند(اين دايناسورها، دوپا بودند)، بعضي روي چهار پا راه مي رفتند(اين دايناسورها، چهارپا بودند). بعضي از آنها هم مي توانستند روي دو پا راه بروند و هم روي چهار پا.

در زنجيره تكامل مخلوقات، پرندگان از تروپودها (درومائوزاريدها) به وجود آمده اند، سينوزاروپتريكس نخستين دايناسور پرنده مانند است.

بعضي از دايناسورها بسيار سريع حركت مي كردند(مانند ولوسيراپاتور_ Velociraptor)، بعضي از آنها بسيار كند و سنگين حركت مي كردند(مانند آنكيلوساروس_ Ankylosaurus).

بعضي از دايناسورها،‌ زره داشتند،‌ بعضي شاخدار بودند بعضي هم يال، ميخ يا زوائد ديگري داشتند. پوست بعضي از دايناسورها، بسيار ضخيم و ناهموار بود در حاليكه بعضي ديگر از دايناسورها، پرهاي اوليه اي داشتند.اكثر دايناسورها، گياهخوار بودند(كه گياهخوار ناميده مي شوند). مثلا تريسراتوپس، دايناسوري گياهخوار بود.بعضي از دايناسورها، گوشتخوار بودند(كه گوشتخوار ناميده مي شوند).مثلا تي ركس(T_rex) ، دايناسوري گوشتخوار بود.دايناسورها، در طي دوران مزوزوييك، حدود 165 ميليون سال بر زمين حكمفرمايي كردند، اما 65 ميليون سال قبل، به طور مرموزي منقرض شدند. ديرينه شناسان، با مطالعه بقاياي فسيلي آنها، درباره دنياي ماقبل تاريخ به يافته هاي حيرت انگيزي رسيده اند.هنگامي كه دايناسورها مي زيستند، قاره هاي زمين همه دركنارهم به صورت يك ابرقاره بزرگ بودند كه پانگه آ ، ناميده مي شود. به علاوه هواي زمين هم بسيار گرمتر از حال حاضر بود. دايناسورها، حدود 65 ميليون سال قبل، در انتهاي دوره كرتاسه، كه فعاليتهاي آتشفشاني و زمين ساختي متعددي رخ داد، منقرض شدند. در مورد انقراض دايناسورها، نظريات مختلفي وجود دارد. اكثر دانشمندان اين نظريه را قبول دارند كه برخورد يك شهابسنگ آسماني، باعث تغييرات شديد آب و هوايي شده است و دايناسورها نتوانسته اند خود را با شرايط جديد وفق دهند . دايناسورها، 65 ميليون سال قبل، به علت تغييرات شديد زيست محيطي، كه ناشي از برخورد يك شهابسنگ به زمين بود، ‌منقرض شدند.

احتمالا پرندگان امروزي، باقيمانده دايناسورها هستند. تمام چيزي كه از دايناسورها باقي مانده فسيلهاي آنهاست و احتمالا پرندگان. فسيلهاي دايناسورها، در همه جاي دنيا وجود دارند، حتي ممكن است يكي از فسيلهاي آنها در نزديكي جايي باشد كه شما زندگي مي كنيد! بعضي از دايناسورها، بسيار شبيه پرندگان امروزي بودند و ممكن است دايناسورها اجداد پرندگان امروزي باشند.

اگرچه فسيلهاي دايناسورها،‌حداقل از سال 1818 كشف و مورد بررسي قرار گرفته اند، اما نام دايناسور (دينوس به معني وحشتناك و ساروس به معني سوسمار است)، در سال 1842، توسط كالبدشناس انگليسي سر ريچارد اوون،‌ به اين موجودات داده شد. در آن زمان تنها سه نوع دايناسور مگالوزاروس، ايگوانودون و هيلائوزاروس شناسايي شده بود كه دايناسورهاي بسيار بزرگي بودند.

قديميترين دايناسور شناسايي شده، اوراپتور است كه دايناسوري گوشتخوار بوده و 228 ميليون سال قبل مي زيسته است. تا كنون، حدود 500 جنس و تعداد خيلي بيشتري گونه از دايناسور شناسايي شده است. تقريبا چند ماه يكبار(گاهي اوقات چند هفته يك بار) فسيل جديدي از زير خاك بيرون مي آيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 8 قبل از ظهر  توسط  علی شيرواني  | 

چند هفته قبل در همين صفحه، به مرور فهرستي از كاشفان تاريخ پرداختيم كه با زحمات بسيار، مكان ناشناخته اي به اسم «قطب شمال» را شناسايي و به جهان معاصر معرفي كردند.
اين هفته و در بخش پاياني آن مقاله خواندني، باقي مانده فهرست مذكور را تقديم حضور خوانندگان پنجره مي كنيم:

ادوارد هفتم




پسر ملكه ويكتوريا، از1901 تا 1910 ميلادي پادشاه انگلستان و امپراتور هندوستان بود. اسكات سرزميني را كه در سال 1902 در شمال شرقي درياي راس، در غرب قاره قطب جنوب كشف كرد، به نام او، سرزمين ادوارد هفتم خواند. اين سرزمين را شبه جزيره ادوارد هفتم نيز خوانده اند.

ارنست هنري شكلتن
يكي از پويندگان انگليسي قطب جنوب بود ، سه بار به قطب جنوب سفر كرد. در نخستين سفر عضو گروه پويندگاني بودكه به سرپرستي رابرت فالكن اسكات به اين سفر رفتند. از سال 1907 تا 1909 سرپرستي گروهي از پويندگان قطب جنوب را بر عهده داشت. در اين سفر از كوه اربوس بالا رفت.
گروه او در اين سفر موضع قلب مغناطيسي زمين را كشف كر دند و به 160 كيلومتري قطب جنوب رسيدند. در سال 1914 سفر ديگري را با گروهي از پويندگان قطب جنوب آغاز كرد. كتاب جنوب او، كه در سال 1919 انتشار يافت، شرح اين سفر ورنجها وخطر ها يي است كه او وهمراهانش با آنها روبرو شدند. شكلتن در سال 1921 نيز رهسپار قاره قطب جنوب شد، ولي در راه در گذشت ودر جزيره جورجياي جنوبي در قطب جنوب به خاك سپرده شد.

روآل آموندسن
دريا نورد نروژي واز پويندگان سرزمينهاي قطب شمال وقطب جنوب بود. در يكي از سفرهاي دريايي اش از سال 1903 تا 1906 از گذر گاه شمال غرب گذشت وموضع قطب مغناطيسي شمال زمين را تثبيت كرد. گذر گاه شمال غرب، كه در 1906 كشف شد، راه درياي اقيانوس اطلس در شمال كرانه هاي كانادا به اقيا نوس آرام را به روي دريا نور دان گشود. آموندسن در سال 1911 به قطب جنوب رسيد.
به همين سبب، او را كاشف قطب جنوب مي دانند. در سال 1920 از گذر گاه شمال شرق گذشت. در سال 1926 بر فراز قطب شمال پرواز كرد. دو سال بعد، با هواپيما براي يافتن اومبرتونوبيله (Umberto Nobile) خلبان و پوينده قطب شمال كه در سر زمين هاي قطب شمال گم شده بود به پرواز در آمد و جان خود را در اين جستجو از دست داد.
ويلهلم فيلكنر
در سال 1877 ميلادي در آلمان زاده شد. سالها به جهانگردي در كشور روسيه و سرز مينهاي بالكا ن و آسياي صغير كه تر كيه امروزي بخشي از آن است، پرداخت. در سال 1903 با همسرش رهسپار آسياي مركزي شد.
در اين سفر، كه دو سال به طول انجاميد، تبت شرقي را كشف كرد. در سالهاي 1911 و 1912 ميلادي گروهي از پويندگان آلماني را براي كشف قطب جنوب همراهي كرد. اين سفر از هلند آغاز شد و پويندگان سر انجام خود را به درياي ودل رساندند.
فيلكنر ايستگاه هاي مغناطيسي بسياربرپا كرد واز سال 1925 تا 1928 ميلادي موفق شد از سرزمين هايي كه پويندگان آسياي مركزي ديدن كرده بودند نقشه هايي فراهم آورد.
فرييتوف نانسن
از پويندگان قطب شمال وجانور شناس وسياستمدار نروژي بود. در سال 1893 سر پر ستي گروهي را به عهده داشت كه از يخ پهنه هاي گروئنلند گذشتند وبا كندن يخ ها كوشش كردند تا خود را به قطب شمال برسانند.
گروه نانسن، تا مدار 84 درجه عرض شمالي پيش رفت. نانسن نويسنده كتاب هاي گذر از گروئنلند وزندگي اسكيمو هاست. در سال 1922 برنده جايزه صلح نوبل شد.
داگلاس ماويسن
زمين شناس و يكي از پويندگان استرا ليايي قطب جنوب بود. در سال 1907 ميلادي، همراه با گروه علمي ارنست هنري شكلتن به قاره قطب جنوب سفر كرد.
نخستين پرواز هواپيما بر فراز قاره قطب جنوب در روز بيستم دسامبر 1928 ميلادي (29 آذر 1307 شمسي) انجام گرفت.
اين كار در تاريخ كشفهاي جغرافيايي گام تازه اي بود. هواپيما در زمان بسيار كوتاهي مي تواند بر فراز منطقه بسيار بزرگي پر واز كند. بنابر اين، بعد از آن ديگر لازم نبود كه كسي براي بررسي در باره جاهاي ناشناخته كره زمين پياده به سفر هاي خطر ناك و دشوار برود.

ريچارد اولين برد
از پويندگان امريكايي قطب جنوب، نخستين كسي بود كه با هواپيما بر فراز قطب جنوب پرواز كرد. در سال هاي 1933 تا 1935 از يخ پهنه هاي قطب جنوب نقشه برداري كرد.

جورج هيوبرت ويلكنز
يكي از پويندگان قطب وطبيعيدان وهوانورد استراليا يي بود. در سال 1921 همراه با گروه ارنست هنري شكلتن به قاره قطب جنوب سفر كرد. همراه با لينكلن الزورث، در سال 1931 با زير دريايي نوتيلوس، به كشف آبهاي زير يخ پهنه هاي قطب شمال پرداخت. كتاب پرواز قطب شمال را در 1928 و كتاب در زير قطب شمال را در 1931 نوشت
+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت 7 قبل از ظهر  توسط  علی شيرواني  | 

یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند… یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه… جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم… منشی می پره جلو و میگه: «اول من، اول من!… من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»… پوووف! منشی ناپدید میشه… بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من، حالا من!… من می خوام توی هاوایی کنار

ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه… بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه… مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!
نتیجهء اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/13ساعت 7 قبل از ظهر  توسط  علی شيرواني  |